logo

رابطه سن، سابقه، تجربه و کارایی

به دلایل فرهنگی مختلف در نقشه ذهنی اغلب ایرانیان چنین تصویری نقش بسته است:

رابطه سن با کارایی

ظاهرا کاملاً منطقی است. هرچه سن بالاتر می رود، قاعدتا فرد باید سابقه بیشتری پیداکند، این سابقه علی الاصول منتج به تجربه می شود و خب هر کس تجربه بیشتری دارد، کارایی بیشتری هم خواهد داشت. ممکن است الان که این نوشته را می خوانید بخش یا همه‌ی این رابطه را زیر سوال ببرید، ولی در شرایط عادی و زمانی که در مرحله عمل هستیم، مانند زمانی که جذب نیرو انجام می دهیم یا زمانی که قرار است از بین سه نفر، یکی را ارتقا دهیم، این عوامل را مرتبط با هم و به صورت علی و معلولی در نظر می گیریم و تصمیم نهایی را میگیریم. در اصل این نقشه ذهنی ماست. 

بخش زیادی از این نقشه ذهنی، بر می گردد به مشخصه های فرهنگی ما، مثلاً اینکه ما یک جامعه با فاصله قدرت نسبتا بالا هستیم. در این فرهنگ احترام به بزرگتر از نان شب هم واجب تر است. سوال از بزرگتر یکی از بزرگترین تابو هاست. بنابراین بزرگتر عقل کل در نظر گرفته می شود. این بزرگتری بازه هم ندارد. از یک روز تا یک قرن. قاعدتاً هر چه فرد بزرگتر باشد، احترامش واجب تر. خروجی این دیدگاه می شود همین:

  • سن بیشتر یعنی سابقه بیشتر
  • سابقه بیشتر معادل تجربه بیشتر است
  • و بدتر از همه تجربه بیشتر معادل کارای بیشتر.

به همین دلیل است که در این فرهنگ درصدهای مربوط به سابقه(که معادل تجربه و نتیجتا معادل کارایی در نظر گرفته شده) ضریب های بیشتری دارد. افراد جوانتر کمتر در سمتهای حساس نقش دارند و در یک کلام: شایسته سالاری یک مفهوم بی معنی و بی کاربرد است. برای اینکه شایسته شوی یا در جرگه شایسته ها به حساب بیایید به چیزی بیشتر از شایستگی نیاز دارید: سر کچل و موی سفید

به اطراف خود نگاه کنیم، چقدر افراد جوانتری که علی رغم سن کمتر تجارب ارزشمند بیشتری دارند. چقدر افراد جوانتری که علی رغم سن کمتر و حتی تجربه کمتری، کارایی بیشتری دارند. چه انتصابهایی که صرفا به خاطر این معادله و نقشه ذهنی اشتباه انجام می شود. 

گر از این روند ناراحت هستیم، به یک بازنگری جدی نیاز داریم. بازنگری که از مدارس ابتدایی شروع شود. انجا بایستی بچه ها یادبگیرند از معلم سوال کنند. باید بدانند معلم همه چیز دان نیست. به بزرگتر صرفا به خاطر بزرگتر بودنش نباید احترام گذاشت. به همه باید احترام گذاشت و نه فقط بزرگترها. باید یادبگیرند بزرگترها هم اشتباه می کنند و اساسا هر کسی اشتباه می تواند اشتباه کند و از این بابت بایستی معذرت خواهی کند و خیلی چیزهای دیگر… اگر اینها را یادگرفتند، بعدا میشود در این مورد صحبت کرد که سن مساوی سابقه و تجربه و نتیجتاً کارایی نیست.

پیروز و پایدار باشید.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
 

 

1 دیدگاه دربارهٔ «رابطه سن، سابقه، تجربه و کارایی»

  1. بازتاب: در جبران خدمات سرنا را از سرگشاد می‌نوازیم | قراول، دیدبان رفتار سازمانی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *