افراد متفاوت

آدمهای متفاوت رویه های متفاوت میطلبند

عرضم را با یک مثال شروع می کنم. فرض کنید دو ماشین مختلف دارید، یک ماشین ۳۰ میلیون تومانی و یک ماشین ۶۰ میلیون تومانی.

سوال شیوه برخورد شما با این ماشین یکسان است؟ قطعا خیر

انتظارات شما از هر دو ماشین یکسان است؟ بازهم فطعا خیر

انتظار طول عمر شما و کاهش و افزایش ارزش چطور؟ اینهم خیر

درست است که شما تا حدود زیادی رویه های یکسانی برای هر دو در نظر میگیرید، ولی نه کیفیت، نه انتظارات و نه حتی طول عمر و ارزش افزوده این دو ماشین یکی نیست. شما هر دو را تعویض روغن میبرید ولی برای یکی ۱۰۰ هزار تومان و برای دیگری چیزی حدود ۲۰۰ هزار تومان هزینه می کنید و این کاملا برای شما منطقی و پذیرفته شده است. 

حال فرض کنید شما مدیر یک مجموعه هستید. آیا انسانهای درون مجموعه شما دقیقا با یکدیگر یکسان هستند؟ قطعا خیر. 

پس چرا با همه یکسان برخورد میکنید ولی خروجی متفاوتی انتظار دارید؟ 

کمی در این مورد بدون هیچ قضاوتی فکر کنید. انتظارات، توقعات، هزینه ها و قطعا خروجی هایی که انتظار دارید کاملا متفاوت است ولی همه را با یک متر میسنجید و با یک متر ارزیابی می کنید و با یک متر پرداخت می کنید.

انسانها انتظار دارند تفاوتها مشخص باشد و اگر ورودیهای آنها به سازمان متفاوت است، انتظار دارند خروجی های طرفین یا همان دریافتی آنها از سازمان نیز متفاوت باشد. این را میتوان مهمترین عامل خروج از سازمان معرفی کرد. کمی در آن دقیق شوید.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *