logo

بهترین محیط برای کار کردن

بهترین محیط برای کار کردن ویژگی هایی دارد. در این نوشته میخواهم برخی از این ویژگی را اشاره کنم.

نکته اینجاست که جهان گرد است، علاوه بر گردی فیزیکی، تعاملات نیز از این قاعده گرد بودن استفاده میکند و افراد قبل از ورود به سازمان شما، قطعا با افرادی برخواهند خورد که سازمان شما کار کرده یا در حال کار کردن هستند. آنچه پیغام از درون سازمان به بیرون مخابره میشود در تصمیم گیری استعدادهایی که بیرون سازمان به شدت موثر است. بنابراین سازمانها اولا اگر به فکر نگهداشت استعدادهای درون سازمانی و ثانیا به فکر جذب استعدادهای بیرون سازمان هستند بایستی محیطی با ویژگی هایی خلق کنند که هر کسی علاقه داشته باشد درون آن کار کند

بنابراین برای خلق بهترین محیط برای کار کردن، لازم است ویژگی هایی را درون سازمان ایجاد و توسعه دهید. برخی از این ویژگی ها به این شرح است:

احترام

شاید اولین ویژگی مطلوب برای کارکردن را بتوان در احترام متقابل جاری در محیط کار تعریف کرد. افراد درون سازمان احساس احترام دارند؟ اینکه شما تصور میکنید احترام مورد نیاز را به افراد میگذارید کفایت نمیکند، مهم احساسی است که افراد در محیط کار دارند. در نظر داشته باشید احترام متقابل به شدت روی نگرشهای شغلی و سازمانی افراد موثر بوده و میتواند سایر عوامل موثر بر نگهداشت را هم تحت تاثیر قرار دهد.

ارزش سازمان

منظورم برند بیرونی سازمان است. اطراف خود نگاه کنیم، فردی به عنوان مثال با فلان مدرک داشنگاهی در جایی مشغول است، وقتی از وی میپرسیم کجا مشغولی با خجلت میگوید یا با افتخار؟ اگر با خجلت میگوید یعنی سازمان را شان خودش نمیداند. این ارزش قاعدتا صرفا به ارزش مالی متصل نیست، به ارزشی هم که برند در جامعه دارد بستگی دارد، بنابراین بخشی از تبلیغات بایستی هدفمند و با تاکید بر مصرف داخلی تهیه شود. یعنی درصدی از تبلیغات سازمان در جامعه بایستی با تاکید بر مصرف داخلی و ایجاد احساس غرور در کارکنان مجموعه انجام شود. البته این یک راه برای بالا بردن ارزش سازمان است.

مسیر شغلی

افراد در درون سازمان بایستی دو مسیر را همزمان در نظر داشته باشند، افقی و عمودی. در مسیر افقی رشد تخصصی و حرفه ای افراد رخ میدهد و در مسیر عمودی رشد سلسله مراتبی. در سازمانی که هر دوی این مسیر ها وجود داشته باشد، افراد به آینده امید وار بوده و بهترین مبلغان سازمان برای جذب استعدادها به سازمان میشوند. ضمن اینکه خود آنها هم با امیدواری به فعالیت خود در سازمان ادامه میدهند. جالب است بدانید دومین دلیلی که افراد یک شغل را قبول میکنند، فرصتهای پیشرفتی است که در آن مجموعه هست(البته اولین دلیل حقوق خوب هست).

کار معنی دار

پیش نیاز کار معنی دار، وجود استراتژی و هدف بلند مدت در سازمان است. اگر چنین استراتژی وجود داشته باشد، از طریق شکست استراتژی به اجزای اجرایی و عملیاتی تر، تا رسیدن به سطح، میتوان کار معنی دار تعریف کرد. فرد میداند اگر کارش را درست انجام دهد، دقیقا به کدام استراتژی سازمان و کدام بخش جامعه کمک میکند.

مدیران توانمند

کم نشنیده ایم که فردی از مدیر خود ناراضی است از این جهت که نه مهارت مدیریتی درستی دارد و نه مهارت فنی کافی. مدیر بازاریابی که از اصول اولیه بازاریابی هم خبر ندارد، مدیر تولیدی که یک کتاب مدیریت تولید به عمرش مطالعه نکرده، مدیر منابع انسانی که به فرایندهای منابع انسانی مسلط نیست، مدیر آموزشی که به مراحل اصلی آموزش و روشهای اجرای هر کدام مسلط نیست، و قص علی هذه. این البته یک بعد است. بعد دیگر که اهمیت دو چندان دارد مهارتهای مدیریت و سرپرستی است. فرد میتواند تعادل در ارتباطات با کارکنان خود برقرار کند، با روشهای کنترل آشناست، با روشهای برنامه ریزی آشناست، با روشهای مدیریت افراد آشناست و … اینها در کنار هم میتواند در مجموع یک سازمان نا راضی را ایجاد کند که حتی اگر برند بیرونی خوبی دارد، برند داخلی آن چندان جالب توجه نباشد و وقتی از کارکنان آنجا در مورد سازمانشان سوال میکنیم، کار و اشتغال در آن سازمان را توصیه نکنند. نگاهی به اطراف خود بکنیم در دو دسته مهارتهای فنی و سرپرستی، چند درصد از مدیرانی که میشناسیم مهارت کافی دارند؟

احساس قدردانی

حقوق و دستمزد نقش مهمی در این متغیر دارد ولی از نقش و اهمیت بازخور غافل نشوید. 40 درصد از افراد در یک مطالعه احساس میکنند که از آنها احساس قدردانی کافی نمیشود. شاید این افراد حقوق های خیلی خوبی میگیرند، ولی این همه قدردانی نیست.

جمع بندی

این ویژگی ها، مقدمات فراهم کردن یک محیط کاری است که هر کسی علاقه داشته باشد در آن کار کند. این لیست میتواند خیلی مفصل تر از اینها باشد ولی این موارد مهمترین مواردی بود که ما در سازمانهای ایرانی با آن درگیر هستیم. محیط خوب برای کار نه تنها برنگهداشت افراد که روی عملکرد آنها هم موثر خواهد بود. نتایج مطالعات نشان میدهد که محیط های عالی برای کار کردن، عملکردی بالاتر از متوسط سطح صنعت دارند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *