اندر احوالات مسئولیت پذیری

با توجه به متغیرهای فرهنگ ملی کشور و آنچه که من تا کنون دیده ام، شاید یکی از مهمترین شایستگی های مدیریتی که در کشور بایستی توسعه داده شود، مسئولیت پذیری است. اغلب مسئولیت پذیری را مساوی با درست انجام دادن کاری که به فرد واگذار می شود تعریف می کنند. ولی آیا واقعا این مسئولیت پذیری است. خیر

مسئولیت پذیری در یک عبارت ساده یعنی  داشتن تعهد به یک موضوع. ممکن است ما آنرا یک مفهومی ببینیم که میتواند در بازه های زمانی متفاوتی تعریف شود مثلا از قبول مسئولیت یک همکار در یک ساعتی که به مرخصی می رود تا تعهد به طبیعت یا محیط زیست در طی زندگی. همه اینها مسئولیت پذیری است ولی بیشتر از اینکه در یک بازه زمانی بگنجد، در یک قالب ایدئولوژیک و جهان بینی نسبت به جهان اطراف تعریف می شود.

یک نفر بسیار مسئولیت پذیر است. یعنی هر روزی که یک همکاری به مرخصی میخواهد برود کارهای وی را برعهده میگیرد. یک نفر دیگر هم بسیار مسئولیت پذیر است علاوه بر کارهایی که بر عهده اش است، مدام وظایف و کارهای بیشتری طلب می کند. مدام وارد حوزه های چالشی بیشتر میشود در شرایطی که میتواند این کار را نکند. همه اینها انواع ناقصی از مسئولیت پذیری است.

خبر بد اینکه فرهنگ ما از مسئولیت پذیری چندان حمایت بلند مدتی نمی کند، نمونه ضرب المثلهایی که داریم. ضرب المثلهای نمادهای گفتمانی هر فرهنگ هستند. سری که درد نمی کند را دستمال نمیبندند. کلاه خودت رو بچسب و از این دست

چرا مسئولیت پذیر نیستیم؟

به عقیده من یکی از مهمترین دلایل این است که چون سوالی نمی شود.

برای نکرده ها سوال نمی شود، چون کسی نمیپرسد چه کارهایی می توانستی انجام دهی و انجام ندادی. در اغلب سازمانهایی که بوده ام یک چیز مشترک است. دوری و بی میلی به امضا کردن اسناد و مدارک سازمانی. اغلب تمایلی برای انجام این کار ندارند. همه چیز سعی می شود شفاهی باشد. در دپارتمان یا سازمان شما هم اینگونه است؟ بهتر نیست کمی پاسخگویی را در دو جهت هر انچه صورت پذیرفته و هر آنچه صورت نپذیرفته ولی امکان پذیر بوده توسعه دهید؟

نکات و موارد زیادی هست که می توان رعایت نمود تا کمی مسئولیت پذیری در سازمان بسط یابد. ولی من به سه مورد که بیشتر با آنها درگیر بوده ام و سازمانی تر هستند اشاره می کنم:

اولین نکته به نظر من تعریف نقش افراد است. در زمان استخدام به افراد بگویید از آنها چه میخواهید و بر همین اساس آنها را ارزیابی کنید و به آنها پرداخت داشته باشید. هم از آنچه انجام داده اند سوال کنید و هم گزینه های جایگرین.

نکته دوم، مکتوب کردن همه چیز است. شاید در نگاه اول با بحث اعتماد در سازمان در تضاد باشد ولی اینگونه نیست. مکتوب کردن همه چیز را(حتی یک جلسه کوتاه و دو نفره را) جزو پروتکلهای اداری سازمان خود تعریف کنید. چه معنی دارید بین دو مجموعه چه داخل سازمان و چه بین دو سازمان تعامل و داد و ستدی وجود داشته باشد ولی این داد و ستد مکتوب نشده باشد. این چه چیزی را میرساند جز فرار از مسئولیت…

و نکته سوم اینکه اجازه دهیم دیگران اشتباه کنند. بابت اشتباهاتی که رخ میدهد واکنش سریعی نداشته باشیم. (قبلا اینجا هم مواردی در خصوص اشتباهات کارکنان نوشته ام.)

پیروز و پایدار باشید.

اگر علاقه مند بودید با دوستان خود در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.