خلاصه پادکست HBR: اولین تجربه مدیریت

مترجم: محمدرضا سحاب گلشنی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار گرایش مالی دانشگاه علامه طباطبایی

مهمان برنامه: پروفسور بروکس

کارشناس مهمان این قسمت از برنامه خانم پروفسور بروکس در تحقیقات خود ، روانشناسی گفتگو را مورد بررسی قرار می دهد – چرا ما چیزهایی را می گوییم که نباید و نباید چیزهایی را که باید بگوییم – و اینکه چگونه احساسات بر نحوه تفکر و تعامل با دیگران بویژه در محیط کار تأثیر می گذارند ، استفاده می کند. بخش عمده ای از کارهای او به بررسی پیامدهای رفتاری اضطراب می پردازد ، و اینکه چگونه افراد می توانند احساس اضطراب خود را تنظیم کنند.تحقیقات وی در ژورنال های دانشگاهی برجسته ، از جمله ( Journal of Personality and Social Psychology, Organizational Behavior and Human Decision Processes, Psychological Science, and Proceedings of the National Academy of (Sciencesمنتشر شده و در رسانه ها به نمایش در آمده است. رسانه هایی مانند نیویورک تایمز، اقتصادی تایمز، HBS، وال استریت ژورنال و Scientific American

خلاصه پادکست:

سوال اول

در سوال اول خانمی به تازگی مدیریت یک بخش از کاری را به عهده گرفته است و جوانترین مدیر آن مجموعه میباشد. دو نفر کسانی که برای او کار میکنند از او بزرگترند که این موضوع باعث برانگیخته شدن حس حسادت در آنها شده است. به طوریکه حتی یکی از آنها به انتخاب ایشان به عنوان مدیر اعتراض کرده است.

این خانم با توجه به آموزش هایی که در مورد رهبری و مدیریت دیده تصمیم میگیرد برای حل این مشکل با خانمی که تحت نظرش کار میکند یک قرار بگذارد و رو در رو با او صحبت کند و مشکلشان را با یکدیگر حل کنند، اما او از این کار نتیجه ای نمیگیرد.

حال سوال اینجاست: این خانم چگونه میتواند کاری کند که این تنش برطرف شود و هردو با هم هماهنگ شوند؟

پاسخ سوال اول

کارشناس میگوید که گفتگو همیشه توصیه اول ماست اما حال که از گفتگو نتیجه ای حاصل نشده،گفتگوی مجدد حاصلی نخواهد داشت.

کارشناس توضیح میدهد: ارتقا خانم جوانتر به سمت مدیریت باعث حسادت خانم مسن تر شده است . او درباره انواع حسادت میگوید دو مدل احساس حسادت وجود دارد: نوع اول آن است که فرد حسود  تلاش میکند تا شخص مورد حسد واقع شده به درجات پایین تر تنزل پیدا کند؛ و نوع دوم آن است که فرد حسود سعی میکند تا خودش پیشرفت کرده و به مراتب بالاتر ارتقا بیابد. بنابراین وظیفه مدیر است که بقیه را تشویق کند تا خودشان را ارتقا دهند و پیشرفت کنند نه اینکه باعث پسرفت دیگران شوند .یکی از راه های  انجام این کار صبحت کردن در مورد شکست های خود در مسیر رسیدن به موفقیت است.

مجری از مهمان برنامه میپرسد: اما ایا اشتباه نیست که یک مدیر تازه وارد در مورد کارهای اشتباهی که منجر به شکست وی شده صحبت نماید؟

در پاسخ الیسن میگوید: شاید اینکار به ظاهر معقول نباشد اما در این موقعیت صحبت در مورد شکست ها میتواند بسیار مثمر باشد چراکه

رهبران خوب نقاط ضعف خود را نشان داده و درباره ی آن با زیر دستان خود صحبت میکنند.

البته او باید در این کار حسن نیت خود را آشکار نماید یعنی به آنها بقبولاند که خواهان پیشرفت آنان هست و میتواند کسی باشد که به آنها برای رسیدن به این هدف کمک میکند و این نکته میتواند باعث جلب اعتماد کارکنان شود.

مجری با ذکر این نکته که زمانی که پروفسور هاروارد شده ۲۸ سال سن داشته و میانگین  سن دانشجویانش ۲۹ الی ۳۰ سال بوده است میگوید من خود نیز با این احساس(حسادت به افراد کوچتری که سمتی دارند.) آشنا هستم و تجربه کرده ام؛ او میگوید  در همه جای دنیا حس حسادت و خشم نسبت به فردی که از نظر سنی از ما کمتر ولی مقام بالاتری دارد وجود دارد.

به نظر مجری برنامه سختگیر بودن مدیر و تمرکز بر روی کار میتواند در بهبود عملکرد تیمی موثر باشد.

همچنین به نظر مجری و به عنوان جمع بندی این خانم بهتر است که اولا روی کار خود متمرکز شود تا کار پیش برود و ثانیا خوش برخورد باشد.چرا که مدیر خوش برخورد همیشه تحسین دیگران را برمی انگیزد و کمتر افراد به وی خرده میگیرند.

در بخش دوم پادکست از خانمی خواسته شده تا به جای رییس خود که به تازگی استعفا داده است مشغول به کار شود اما این خانم تمایلی به قبول این سمت ندارد و به کار تولید بیشتر علاقه دارد. حال او چگونه نظر منفی خود را ابراز کند تا در آینده شغلی اش تاثیر منفی نداشته باشد؟

برای کمک به این خانم باید دانست منظور از آینده شغلی چیست؟ و اینکه شرایط آن شرکت چگونه است.

با توجه به نظرسنجی که مجری از مردم کرده بود به این نتیجه رسیده است که اهدافی که انسان ها دارند در تصمیم گیری انها نیز تاثیرگذار خواهد بود؛ حال این خانم باید ببیند چه اهدافی دارد. چراکه آن اهداف تاثیر مستقیم در تصمیمش دارد. البته جنسیت نیز میتواند در این موقعیت در تصمیمش تاثیر داشته باشد؛ حتی شاید این خانم علاقه ای به مدیریت نداشته باشد.

بنابراین این خانم باید پاسخ منفی خود را به گونه ای مطرح کند که درست باشد چراکه شرکت ها به دنبال کارمندانی هستند که دایم به آنها پاسخ مثبت یعنی بله بدهند.

اما چگونه؟ ایشان باید در ابتدا شرایط آن شرکت را در نظر بگیرد. اگر این شرکت راهی برای ارتقا کارکنان در تولید داشته باشد، باید مذاکره کند و بخواهد تا در زمینه تولید ارتقا پیدا کند اما اگر همگی باید وارد حوزه مدیریت شود باید ببیند چه قسمتی از مدیریت مربوط به تولید است تا مسئولیت ان قسمت را بر عهده بگیرد در این صورت ، هم از حقوق بیشتری برخوردار خواهد بود و هم قمستی از مدیریت را که مربوط به تولید است انجام میدهد. بنابراین این خانم دو راه برای مطرح کردن نظر خود دارد: یکی اینکه قاطعانه نه بگوید که این میتواند توانایی های او را زیر سوال ببرد و همچنین فرصت مدیریت را در آینده نیز از او بگیرد چراکه ممکن است درآینده شرایط تغییر کند و به مدیریت علاقه مند گردد؛ دومین حالت این است که بگوید هم اکنون به دلیل مشغله یا هرچیز دیگر قادر به پذیرش این سمت نیستم که این حرف باعث میشود در اینده نیز بتواند از پیشنهاد مدیریت استفاده کند به عبارت دیگر گزینه مدیریت را همیشه داشته باشد.

این خانم حتی میتواند به طور موقت تا پیدا شدن مدیری دیگر این سمت را قبول کند تا هم کار عقب نیافتد هم اینکه به دیگران ثابت شود که ایشان از پس مدیریت بر می اید و هم اینکه ممکن است در اینده نیز به مدیریت علاقه مند گردند.

و در نهایت و به عنوان نتیجه کارشناس برنامه میگوید: این خانم باید به اینکه چرا حاضر به قبول این سمت نیست و به عواقب آن بیندیشد و در بیان توانایی هایش صادق باشد و پیشنهاد الیسن این است که به طور موقت این سمت را بپذیرد.

در قسمت آخر پادکست خانمی مدیر یک موسسه مالی میباشد که کارمندان موسسه از ایشان خواسته اند تا با یکدیگر تعامل بیشتری داشته باشند.حال این خانم چگونه میتواند بدون اینکه در روند کار اختلالی ایجاد شود و سطح توقع کارمندان بالا نرود، با آنها تعامل بیشتری داشته باشد؟

کارشناس برنامه با توجه به تجربه ای که در هاروارد داشته است میگوید: این خانم باید باید بین دو موضوع صمیمت و جدیت با کارکنان توازن ایجاد کند و البته ایجاد این شرایط برای یک خانم بسیار سخت تر از یک اقاست بنابراین جنسیت نیز کار این مدیر را سختتر میکند چراکه در فرهنگ عامه آقایان بهتر قادرند تا این تعادل را ایجاد کنند حتی اگر آقایان با جدیت تمام کاری را مدیریت کنند خورده ای به آنها وارد نیست ولی اگر خانمی با کارکنان خود صمیمی نباشد به آنها خرده گرفته میشود.

نکته دیگر که باعث سخت تر شدن شرایط میشود نوع  کسب و کار است.

 به نظر کارشناس برنامه صحبت در مورد جنسیت باعث وخیم تر شدن شرایط میشود چراکه باعث میشود مردم به این فکر کنند که خانم ها توانایی های لازم برای انجام کار را ندارند. او توصیه میکند ضمن اینکه فراموش کند که یک خانم است با کارکنانش صمیمی باشد.

البته که مجری برنامه میگوید: به نظر من صمیمی بودن یک خانم دریک بیزینس مالی تقریبا غیرممکن است.و برای کسی که به تازگی مدیریت یک موسسه مالی را بر عهده گرفته جدی بودن کاملا طبیعی است.

در نهایت به عنوان جمع بندی میشود گفت مردم با فردی که دوستش داشته باشند تعامل بیشتری خواهند داشت و کارها بهتر پیش خواهد رفت. بهتر است این خانم کمی صمیمی تر باشد.

کارشناس برنامه میگوید:

اگر در کاری که آن طور که میخواهید خوب نیستید بهتر است شخصیت خود را با توجه به شرایط تغییر بدهید و این واقعیت را بپذیرید که یک شخص میتواند با توجه به شرایط شخصیت های متفاوتی داشته باشد.

لینک پادکست:

https://podcasts.google.com?feed=aHR0cDovL2ZlZWRzLmhhcnZhcmRidXNpbmVzcy5vcmcvaGFydmFyZGJ1c2luZXNzL2RlYXItaGJy&episode=dGFnOmF1ZGlvLmhici5vcmcsMjAxOC0wMS0yNTpkZWFyLWhici4wMDAx

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *