اندر مزایای اخراج شدن

تقریبا در تمامی مشاغل و سازمانهایی که مشغول بوده ام با اراده و اختیار خودم تغییر مسیر داده ام و البته که همیشه از این تغییرها لذت برده ام. تنها یک مورد بود که به معنای واقعی اخراج شدم. فردی وارد دفتر کارم شد، با هم چایی تازه دم خوردیم، کمی گپ زدیم و موقع رفتن با نهایت احترام گفت که هیات مدیره تصمیم گرفته شما مدتی به مرخصی بروید. قطعا که من فردی خوش شانس بودم. همیشه اخراج ها به این شیکی نبوده و نخواهد بود ولی این شیک بودن هم از درد و اندوه ماهیت اخراج کم نکرد. تا مدتی(تقریبا یک هفته) در شوک کامل بودم. فکر میکردم بدترین اتفاق دنیا رخ داده و فکر میکردم از این بدتر نمیتواند اتفاق بیفتد. مدتی گذشت، کم کم به اصطلاح بازگشت به خویشتن یافتم، به توصیه همسرم روزها کوه نوردی و پیاده روی میرفتم و پس از حدود دو هفته شروع کردم از سایتهای کاریابی جستجوی شغل کنم. سازمانهای مختلفی را هم مصاحبه رفتم و این داستان(کدام داستان؟) کم کم فهمیدم زندگی همین است. به هر ترتیب و تقدیری که بود یک شغل فوق العاده چالشی مشغول شدم. مدت کوتاهی آنجا بودم ولی شاید به اندازه چند برابر ماهیت کمی، دریافتی کیفی داشتم. در انتهای سال هم که ارزیابی کردم، آن سال و آن اتفاق آنقدرها هم که فکر میکردم بد نبود. اخراج آنقدرها هم که فکر میکردم بد نبود، حتی خوب هم بود. چرا؟ در ادامه برخی موارد را ذکر خواهم کرد:

اخراج، سم مسیر شغلی شما نیست

اولین نکته که ما اخراج را دردناک میدانیم تبعاتی است که تصور میکنیم برای مسیر شغلی ما دارد. آیا واقعا چنین است؟ جواب خیر است. بر اساس مطالعات مختلف از جمله تحقیقات اشاره شده در اینجا، چیزی در حدود نیمی از رهبران یک اخراج جدی را در طول دوره کاری خود تجربه کرده اند ولی تقریبا هیچ کدام آنرا مصیبت بار و مرگبار برای مسیر شغلی خود نمیدانند. تجربه شخصی من هم همین است. روزی که اخراج شدم تصور میکردم کلا از جاده منحرف شده ام، ولی امروز که بعد سالها به آن مسیر مینگرم، واقعا اینگونه نبود و اساسا نه تنها اثر منفی نداشت بلکه شاید در حوزه های اثرمثبتی هم داشت. بر اساس همین مطالعات اشاره شده چیزی در حدود ۷۰درصد این افراد، در طول ۶ ماه به مسیر شغلی بازگشته اند و ۹۰ درصد این افراد در شغلی مشابه و یا حتی بهتر مشغول شده اند. بنابراین اگر مسیر شغلی را ۴۰ سال در نظر بگیریم این انحراف ۶ ماهه و یا کمتر در واقع اثر جدی به حساب نمی آید.

آنچه شما را نکشد، قوی تر خواهد کرد

تجربه یک شکست، هرچه بزرگتر باشد، میزان تاب آوری شما را به میزان زیادی افزایش خواهد داد.اگر و اگر اهل یادگیری از خطا باشید. بعضی چیزها را حتما بایستی تجربه کرد. از کلاس درس یا گفت و شنود به دست نمی آید. مثلا در رانندگی هر چقدر هم مدرس به شما بگوید موقع خیس بودن جاده، ترمز نکنید وگرنه ماشین سٌر میخورد فایده ای ندارد. حتما باید یک دفعه روی باران ترمز کنید، یک سٌری بخورید(کم یا زیاد) تا در طول ۳۰-۴۰ سال بعد از آن هیچ موقع در چنین موقعیتی حتی المقدور ترمز نکنید. قطعا مثالی که عرض کردم مفهوم را به خوبی منتقل نمیکند ولی تجربه اخراج از آن تجربه هایی است که تا تجربه نشود درک نمیشود. تجربه آن یک بحران واقعی است و در بحران هاست که فرد آب دیده میشود. بر همین اساس است احتمال افرادی که تجربه اخراج دارند بر اساس مطالعات احتمال موفقیت در مصاحبه های شغلی بهتری دارند.

واقع بین میشوید

در تغییرات است که قوه تحلیل افزایش پیدا میکند. اگراین تغییرات یک اخراج واقعی باشد که برگشت به گذشته و تحلیل آن، یافته های زیادی خواهد داشت. مرور هر روزی از زندگی درسهایی خواهد داشت ولی ماهیتاْ تا شکستی را تجربه نکنیم خود را عاری از هر عیب و خطا میدانیم. وقتی شکست رخ میدهد مدام به دنبال دلایل آن میگردیم و اگر کمی دقیق تر ببینیم بخشی از دلایل این شکست را در درون خود جستجو خواهیم کرد.چه شد که اخراج شدم؟ اگر چه میکردم اخراج نمیشدم؟ و البته که تیغ دو لبه است و این شکست ممکن است برای برخی منجر به ملاحظه کاری بیشتر شود. نکته دیگر در این خصوص، با توجه به اینکه تجربه شکست رخ میدهد در بلندمدت میتواند به فرد جسارت بیشتری هم بدهد، فردی که یکبار اخراج شده، ترس کمتری از اخراج خواهد داشت و بنابراین درکار میتواند جسارت بیشتری به خرج دهد و البته نظام مالی خود را زین پس به نحوی خواهد چید که با اخراج به خاک سیاه ننشیند. و نکته آخر در این خصوص اینکه، قبل از اخراج معمولا بی ملاحظه شغل انتخاب میکنیم، شاید فکر میکنیم مزایای مالی مهم است، یا پست مهم است و یا پرستیژ. اتفاقی که میافتد در دوره اخراج بیشتر فکر میکنیم که دنبال چه چیزی هستیم(پول، پرستیژ یا پست).

بیشتر به خودتان اهمیت خواهید داد

با چند نفری که چنین تجربه ای داشته اند صحبت میکردم، اغلب از آن همه تلاشی که کرده اند و بدون مزد مانده گله داشتند. و معتقد بودند که بعد از تجربه اولین اخراج، تلاش کرده اند در شغل های بعدی اهمیت بیشتری به تعادل کار و زندگی داده اند.

با اینکه اخراج میتواند بسیار دردناک باشد ولی به هر حال بخشی از مسیرشغلی فعلی است. استخدام های ۳۰ ساله دیگر تمام شده، تمام هم نشده باشد اغلب ما تمایلی به ماندن در یک شغل و حتی در یک سازمان برای یک بازه زمانی بلند مدت نداریم. میل به یادگیری و تجربه به شدت افزایش یافته و اخراج بخشی از این مسیر پر چالش است. اخراج مثبت یا منفی نیست، صرفا یک چالش است. چالشی با یادگیری هایی فراوان. اگر رخ داد از آن لذت ببرید. انتهای دنیا نیست.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.