چگونگی مواجهه با انتظارات غیرواقع بینانه مدیران

برای همه ی ما ممکن است پیش بیاید که در دوره یا دوره هایی از مسیر شغلی خود با مدیرانی کار کنیم که انتظاراتی غیر واقع بینانه دارند و این مسئله در ابتدای کار ممکن است چالش هایی را بوجود بیاورد. در این مقاله قصد دارم برخی راه های تعامل بهتر با چنین مدیرانی را تشریح کنم. 

این انتظارات بعضا میتواند تا حدی آزاردهنده باشند که شما را به تغییر شغل وادار کنند و یا حداقل این فکر را در شما زنده کند که دیگر کافی است و بهتر است سازمان خود را تغییر دهم. ولی لازم است چند نکته را ابتدا در نظر بگیرید:

اول اینکه افراد چالش جو از آن به عنوان یک فرصت و چالش مدیریت شده نگاه میکنند و سعی میکنند از این فرصت برای یادگیری تجربه های جدید استفاده کنند.

نکته دوم اینکه انتظارات اغلب مدیران غیرواقع بینانه است و در واقع این یک طیف است. طیفی که یک طرف آن انتظارات غیرواقع بینانه کم وجود دارد و در طرف دیگر انتظارات غیرواقع بینانه زیاد و اگر امروز این مسئله برای شما آزار دهنده شده شما در سمت زیاد طیف قرار گرفته اید. به دلایل مختلف، این توقع که مدیر از من انتظار واقع بینانه داشته باشد خود یک انتظار غیرواقع بینانه است چرا که دلیلی ندارد افراد به شما توجه کنند. اغلب افراد متمرکز بر هدف خود هستند و سایرین را به عنوان ابزارهایی برای کسب این هدف ها میبینند، اینها به جای توجه به توانایی شما و محدودیتهای محیطی، عمدتا از تجارب و موفقیتهای خود میگوییند و این موفقیتها را ناشی از سبک مدیریتی خود و تلاش های خود میدانند.پس در مرحله اول خود شما سعی کنید واقع بینانه تر به جهان اطراف نگاه کنید و احتمالا در نگاه اول شما تنها ابزاری هستید برای موفقیت آنها که یا در مسیر قرار میگیرد و همراه میشود یا قصد دارد مانع ایجاد کند و بنابراین بهتراست حذف شود.

و اما بعد، در خصوص مواجهه با این شرایط چند نکته را به شرح ذیل در نظر بگیرید:

ابتدا استرس خود را مدیریت کنید

اولین واکنش شما به این شرایط استرس خواهد بود، اگر آنرا مدیریت نکنید احتمال زیاد این استرس را به دیگران منتقل خواهید کرد. مهمترین ویژگی استرس و تنش حاصل از این شرایط-مخصوصا اگر مدیر باشد-منتقل شوندگی آن است. در شرایطی که یکی از مهمترین ویژگی مدیران، ضربه گیری محیط است. مدیر نبایستی هر فشاری که از محیط داخلی یا بیرونی دریافت میکند را به زیر دستان خود منتقل کند بلکه بایستی شبیه سپر برای تیم خود عمل کند. برای مدیریت استرس تکنیکهای مختلفی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها mindfulness یا ذهن آگاهی است. در هر لحظه ای که با فشار عصبی یا تنشی از جنسی که بدان اشاره کردیم مواجه شدید، بررسی کنید چرا اینجا و اکنون هستید، ماموریت شما چیست، برای چه کاری دقیقا در همان لحظه آنجا ایستاده اید؟ این سوالات و مرور پاسخ آنها به شما کمک خواهد کرد تنش روبرو را بهتر مدیریت کنید و تصمیمات هیجانی کمتری بگیرید.

با موضوعات شخصی برخورد نکنید

اگر مدیر شما زیاد غر میزند، اگر انتظارات غیرواقع بینانه دارد و اگر چیزهایی میخواهد که در قالب توانایی های شما و محدودیهای شما نمیگنجد، با شما دشمنی ندارد بلکه «تنها انتظارات غیر واقع بینانه دارد». اغلب افراد تصور میکنند که مدیری با این ویژگی ها، احتمالا از من خوشش نمی آید یا میخواهد من را تغییر دهد. اینگونه نیست حتی اگر اینگونه هم باشد رفتار حرفه ای این است که شما تا آخرین لحظه بهترین کاری که از دستتان بر می آید را بایستی انجام دهد. ضمن اینکه اگر مدیر بالادستی شما بخواهد تغییر در تیم خود ایجاد کند قطعا تغییر دادن افراد راحت تر از ایجاد تنش در تیم است. بنابراین با موضوع شخصی برخورد نکنید و به فکر یافتن راه بهتر تعامل باشید.

به چرایی رفتار مدیر فکر کنید نه چگونگی آن

اگر مدیر از شما انتظارات غیرواقع بینانه دارد زمانی را به چرایی آن اختصاص دهید. آنچه من در مواجهه این مدیران مشاهده کرده ام-به عنوان یک تجربه زیسته- این است که اغلب افراد بخش زیادی از زمان خود را به توصیف چگونگی این رفتارهای مدیر اختصاص میدهند(اینکه چگونه با من برخورد کرد، چه گفت، چگونه گفت) و کمتر به این فکر میکنند که چرا مدیر اینگونه رفتار کرده است. شاید مدیر ارزیابی نادرستی از توانایی های شما دارد، شاید این روش را به عنوان یک تکنیک استفاده میکند تا آدمها بهترینی که در توان دارند را انجام دهند، شاید هم فشاری از بیرون از سازمان تحمل میکند که اینقدر زیاد هست که بخشی از آنرا به تیم خود منتقل میکند شاید هم ویژگی و نقش سپر برای تیم را به درستی انجام نمیدهد و هزار چرایی دیگر. همه اینها دلایل و راهکارهای متنوعی دارد و بهتراست به جای تمرکز بر چگونگی رفتار مدیر، بر چرایی آن متمرکز شوید. سعی کنید این نگاه و تصویر را ایجاد کنید که شما حل کننده مسائل هستید نه اعلام کننده یا ایجاد کننده آنها.

سناریوهای متنوعی آماده کنید

ویژگی مدیرانی با انتظارات غیرواقع بینانه برخوردهای صفر و یکی یا به اصطلاح چکشی است. ممکن است شما روزها و هفته ها روی موضوعاتی تمرکز کنید و راه حلی را آماده کنید، برخورد چکشی مدیر با راه حل شما و رد آن تاثیر زیادی بر انگیزه شما خواهد گذاشت. برای پیشگیری از این موضوع، بهتر است برای هر مسئله چندین راه حل داشته باشید. ممکن است از شما زمان زیادی ببرد ولی احتمال پیروزی شما در مواجهه با چنین مدیری چند برابر خواهد شد و دست خالی نخواهید شد.

اصولی برخورد کنید، کمتر به جزئیات بپردازید

در شرایط مواجهه با چنین مدیرانی، سمی ترین رفتار از سمت طرف مقابل(زیردست) مخالفت است. بهتر است مواردی که مورد تاکید است را مورد موافقت اصولی قرار دهید، در لحظه مخالفت جدی نکنید و به جزئیات ورود نکنید، این احساس را منتقل کنید که با دقت به صحبتهای وی گوش میکنید، گوش کنید  و تکرار کنید تا ایشان متوجه شوند که شما منظور ایشان را کامل متوجه شده اید ولی بعدا و در حین انجام کار به جزئیاتی که میتواند مانع از انجام کار شود اشاره کنید. بهترین زمان برای اشاره به محدودیتها زمانی است که کار را شروع کرده اید، بخشی از آنرا انجام داده اید، پیشرفتی هرچند مختصر داشته اید. در این زمان اشاره به محدودیتها و موانع، قطعا اثرگذاری بیشتری خواهد داشت و این اطمینان را در مدیر ایجاد میکند که شما میخواهید کار انجام شود ولی موانعی وجود دارد. اعتماد چسب روابط و اجتماع است. تکنیکهایی مانند این به شما کمک میکند این چسب را ایجاد و تقویت کند.

کمی هم اسناد درونی کنید

و به عنوان نکته پایانی، دلیل بخشی از تعارض را در درون خود جستجو کنید. مبتنی بر تئوری اِسناد، ما تمایل داریم شکست ها را به عوامل بیرونی و موفقیت ها را عوامل درونی ارتباط دهیم. یعنی اگر موفق شدیم از توانایی ما بوده و اگر شکست خوردیم ناشی از متغیرهای محیطی و سخت بودن آزمون و … بوده است. همین مسئله در مواجهه با چنین مدیرانی نیز صادق است. اینکه همیشه بگوییم مدیرم انتظارات غیرواقع بینانه دارد به نظر خروجی مناسبی نخواهد داشت و شما از نظارت رفتار خود باز میدارد. در بازه های زمانی کوتاه مدت این سوال را حتما از خود بپرسید ایا واقعا انتظارات غیرواقع بینانه است؟ من چکارهایی میتوانستم انجام دهم که نکرده ام. این نگاه قطعا به رشد شما هم کمک جدی خواهد کرد.

 

2 دیدگاه دربارهٔ «چگونگی مواجهه با انتظارات غیرواقع بینانه مدیران»

  1. سیدوحید موسوی

    سلام ممنون از مطالب بسیار مفید و اموزنده ای که در سایت و کانال قرار می دهید. آقای دکتر مقاله فوق موارد مهمی در برخورد با مدیران رو در خود دارد . ولی در محیطی که بنده شاغل هستم نمی توان انتظارات غیر واقع بینانه قلمداد کرد بیشتر تلاش مدیران ایجاد حاشیه امنیت برای مدیریت خودشان است . و در انجام وظایف محوله نیز فقط اولویت حفظ جایگاه مدیر است نه منافع شرکت . حتی بسیاری از مدیران چنان سد و سنگ بزرگی در مسیر رشد و پیشرفت زیر دستان خود قرار می دهند که در بیشتر مواقع کل عمر کاری افراد تباه می شود . در ارزیابیها و امتیاز دهی و آموزش و ارتقا شغلی چنان ضربه ای می زنند که امکان برگشت پرسنل به مسیر قبلی غیر ممکن می شود .علت اصلی هم فقط در نحوه انتخاب افراد به پست مدیریتی بر میگردد. در این انتخاب هیچ یک از خصوصیات فرد موجب ایجاد منافع و بهره وری برای سازمان نمی شود . ولی ۱۰۰% منافع و جایگاه انتخاب شونده را مستحکم می کنند . و همیشه خود را زیر دین وی می داند . 

    1. مهدی نریمانی

      سلام
      این مواردی که میفرمایید بخشی از واقعیتهای محیط کاری است. و دقت کنید که منحصر به سازمانها و شرکتهای ایرانی نیست. پژوهشها و مقالات بسیاری در کشورهای پیشرفته نیز در این حوزه ها انجام شده که نشان میدهد مسئله بین المللی است. و راه حل همه این مسائل هم رشد و بلوغ سازمانی است و اینکه مدیریت منابع انسانی به شریک استراتژیک کسب و کار تبدیل شود.
      موفق باشید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *