يك ملت متخصص …

مطلب طنزي در يكي از سايتها ديدم، اول از همه به خودم نگاه كردم. وقتي به سراغ پزشك مي روم، اغلب تجويزهاي پزشك را با اما و اگر همراه مي كنم. بعد نگاهي به اطراف كردم، تقريبا همه اينگونه ايم. عموما متخصصين را قبول نداريم، از هر نوع و در هر رشته اي كه باشند. از جامعه پزشكي گرفته تا مكانيكي سر كوچه و … 

CTzTa68VEAIkaQb

 از سر ناچاري به سراغ آنها مي رويم و نهايتا هم تجويز متخصصين را نصفه و نيمه انجام مي دهيم و بعد هم انتظار نتيجه داريم و چون كامل تجويز متخصص را انجام نداده ايم، اساسا جواب نمي گيريم و اين بي اعتمادي به متخصص تشديد مي شود. چرخه‌ي معيوب و بدي است. ولي در هر لحظه در حال رخ دادن است.

شنيدم از حدود 50 سال پيش امكان علمي انجام عمل ترميم قلب وجود داشته ولي به دليل عدم اعتماد به پزشكان اين عمل به مدت 5 دهه به تاخير افتاده است.

از يكجايي بايستي شروع كنيم و اعتماد كنيم. به گواهينامه ها اعتماد كنيم. به تجارب اعتماد كنيم. اجازه دهيم در حوزه اي كه تخصص كافي و مطالعه كافي نداريم، از اهل آن استفاده كنيم. 

سوال بپرسيم از متخصص ولي قبول كنيم كه اگر متخصص بخواهد صددرصد مارا قانع كند شايد لازم باشد به اندازه كل زماني كه براي گواهينامه خود گذاشته براي ما وقت بگذارد.

پيروز و پايدار باشيد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.