مراحل سير قهقرايي سازمان

شايد به جرات بتوان گفت بهترين كتاب تئوري سازماني كه ضمن اينكه تئوري را مطرح مي كند، از كيس هاي مرتبط نيز بهره ميبرد، كتاب تئوري و طراحي سازمان ريچارد ال دفت است. كاملا كاربردي و عملياتي و بسيار جذاب سعي كرده است مطالب را مطرح كند. دوستاني كه در حوزه مديريت مطالعات آكادميك نداشته اند ولي در اين حوزه فعاليت مي كنند، مي توانند بهترين بهره را در حوزه تئوري سازمان از اين كتاب ببرند.

يكي از مباحث جالبي كه در اين كتاب مطرح شده چرخه حيات و سير قهقرايي سازمان است. بنابر چالشي كه چند روزي است با آن درگير شده ام، لازم ديدم در خصوص گامها و مراحل سير قهقرايي سازماني چند سطري بنويسم. دفت، 5مرحله را براي اين فرايند در نظر گرفته است كه در تصوير ذيل مشخص شده است. نكته‌ي جالب در اين مراحل اين است كه هرچه در مطالعه آن جلو تر ميرويم، براي ما آشنا تر است. گويا همگي در مراحل سه تا پنج زندگي مي كنيم. در ادامه در خصوص هر كدام از مراحل توضيحات مختصري ارائه مي شود.
مرحله كوري:اين مرحله زماني شروع مي شود كه در يك دورۀ بلندمدت، تغييرات دروني و بيروني بقاي سازمان را دستخوش تهديد قرار داده باشند و وضع بگونه اي درآيد كه سازمان بايد به خود آيد و كمربندها را محكم تر كند. در اين مرحله تحولات محيطي ناديده گرفته مي شود. 
s
مرحله انكار واقعيت ها: مسولان با وجود دريافت علامت ها و نشانه هايي از بدتر شدن اوضاع، سعي مي كنند واقعيتها را انكار كنند. رهبران سازمان در اين اوضاع سعي مي كنند تا به اعضا و كاركنان تلقين كنند كه وضع بسيار عالي است و همه چيز به خوبي پيش مي رود. گاه و بي گاه در سخنراني ها اين نكته را يادآور مي شوند كه ما وضعيت خوبي داريم، مبادا فكر كنيد وضعيت ما نامساعد شده، همگي شايعه هستند و اگر ضعفي هم هست از تلاش كم شما كارمندان عزيز است.
 

مرحله اقدامات نادرست: شرايط بحراني،رهبران را مجبور مي كند كه به فكر تغييرات اساسي بيفتد. سازمان بايستي به فكر بازنگري در فرايندها و حتي استراتژي باشد . در اين مرحله معمولا اولين اقدامي كه سازمانها صورت مي دهند، تعديل نيروي انساني است. ولي همين تعديل نه تنها از مشكلات آنها كم نخواهد كرد، بلكه بر آنها مي افزايد. در اولين مرحله معمولا كارمندان خوب از سازمان مي روند، چون اولا براي اينها فرصتهاي بيروني فراوان است و ثانيا، اين گروه با هوشتر نيز هستند، و زودتر از سايرين در مي يابند كه ديگر اينجا، جاي ماندن نيست. البته مي توان به ضرب المثل نارنجك در اتاق در بسته هم اشاره كرد. همان ضرب المثل فارسي كه تر و خشك با هم مي سوزند. اينكه در زمان تعديل در بهترين حالت خوب و بد سازمان را ترك مي كنند و اين خود مشكل را دو چندان مي كند. رهبران مي توانند با ارائه اطلاعات و پالايش و روشن ساختن ارزشها، از شدت پديدۀ عدم اطمينان بكاهند و محيطي آرام بوجود آورند.

 

مرحله بحران: سازمان دچار نوعي ترس و وحشت مي شود؛ امكان هرج و مرج وجود دارد؛ بهترين كار اين است كه رهبران اجازه ندهند سازمان به چنين مرحله اي برسد؛ولي تنها راه اين است كه رهبران دست به كار شوند و سازمان را در مقياسي وسيع بازسازي كنند؛ در اين مرحله ورود رهبران جديد همچون ورود خون تازه به سازمان است. موفق ترين شركتها در اين مرحله،‌همان هايي بوده اند كه تغييرات وسيعي در استراتژي، رهبران و فرايندها بوجود آورده اند.

 

مرحله انحلال: هيچ راه بازگشتي وجود ندارد؛ تنها استراتژي كه مي توان به اجرا درآورد اين است كه با رعايت نظم به كار آن خاتمه داد و زخمهاي خود را التيام بخشيد.

كمي با دقت بيشتري به اطراف نگاه كنيم. محيط متغير است.

پايدار باشيد.

اگر مفيد بود با دوستان خود به اشتراك بگذاريد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.