مدیران عامل توجه: مدیران عالی کمیاب هستند

از کلیدی ترین و سخت ترین وظایفی که مدیران عامل به عنوان بالاترین مقام اجرایی سازمان بر عهده دارند، انتخاب مدیران ارشد، میانی و البته سرپرستان است. این سه گروه هستند که در واقع بازوهای اجرای استراتژی مدیر عامل هستند ولی متاسفانه وقت و انرژی کافی صرف این موضوع نشده و نهایتا ضربه اصلی نیز از این ناحیه به مدیران عامل وارد میشود. دقیقا همان اتفاقی که در عادت هفتم استفان کاوی رخ میدهد. زمان کافی برای یک مسئله مهم و پایه ای صرف نمیکنیم چون تصور میکنیم امور جاری و وقایع روزانه مهمتر از آن هستند و همان مسئله بعداْ انرژی دوچندانی از ما میگیرد.

 در این خصوص نکته جالب توجه اینجاست که طبق بررسی که موسسه گالوپ اجرا کرده، تنها در حدود ۱۰ درصد از مدیران به عنوان مدیران عالی دسته بندی می شوند و سایرین یعنی در حدود ۹۰ درصد از مدیران دردایره مدیران عالی قرار نمیگیرند. 

اجازه دهید با یک سوال کلیدی ادامه دهیم: سازمانهای برای موفقیت به چه چیزی نیاز دارند؟ 

  • هدف و استراتژی مناسب؛
  • افراد مناسبی که استعدادهای مرتبط با استراتژی تدوین شده را داشته باشند و البته انگیزه کافی برای رشد و اقدام؛
  • فرایندها و رویه های اجرایی؛
  • منابع مادی ؛
  • و نهایتاْ مشتری.

به هر کدام از این که نگاه میکنیم نهایتا انسان را میبینیم، انسانی که طبق گزارش موسسه گالوپ، سازمانها در ۸۲ درصد موارد در انتخاب افراد مناسب با شکست مواجه میشوند و و البته در لایه مدیریتی نیز تنها ۱۰ درصد مدیران با عملکرد بالا و به عبارت بهتر عالی ارزیابی میشوند. زمانی سازمان بحرانی تر میشود که همین گروه اندک نیز انگیزه کافی برای اجرا را نداشته باشند. اغلب گزارش های مرتبط با تعلق شغلی را که بررسی میکنیم اعداد با تعلق شغلی بالا بسیار کوچک هستند. به عنوان نمونه گزارش منتشر شده در سال ۲۰۱۲، میزان تعلق شغلی کارکنان آمریکایی را ۳۰درصد عنوان میکند. یعنی فرض کنید شما ۱۰۰ مدیر دارید که تنها ۱۰ نفر آنها عالی ارزیابی می شوند و یا طبق گزارش دیگری تنها ۱۸ درصد از آنها تطبیق مناسبی از شغل و شاغل دارند، از این گروه اندک نیز تنها ۳۰ درصد یعنی ۳ نفر از ۱۰ نفر و یا ۵ نفر از ۱۸ نفر انگیزه و تعلق کافی برای اجرای موثر را دارند، آیا این سازمان به اهداف خود میرسد؟

کار انتخاب بسیار دشوارتر مینماید. بسیار سخت تر و البته مهمتر از چیزی که تصور میکنیم. انتخاب کلیدی ترین وظیفه مدیران عامل است و در این بین نقش مدیران منابع انسانی در تدوین رویه های اثربخش انتخاب نیز حیاتی است. چه بهتر است که مدیران عامل بیشترین انرژی خود را صرف انتخاب مدیران کنند. اگر این وظیفه به درستی صورت گیرد، دیگر نیازی نیست مدیر عامل درگیر کار اجرا شود و تمام انرژی متمرکز بر سیاستگزاری میشود که البته وظیفه اصلی ایشان است.

بپذیریم که انتخاب یک فرایند دشوار، پیچیده و البته تخصصی است. به عنوان مدیر ارشد اجرایی سازمان، برای آن انرژی صرف کنیم و آنرا کلیدی ترین وظیفه ی خود بدانیم.

در نوشته های بعدی از وظایف مدیران عامل، ویژگی های مدیران ارشد، ویژگی های مدیران میانی و وظایفی که بایستی انجام دهند و نبایستی انجام دهند بیشتر خواهم نوشت.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.