تصورات اشتباه در خصوص تصمیم گیری

افلاطون روح انسانی را به ارابه ای تشبیه کرده است که توسط دو اسب خرد و احساس به حرکت می آید. عصر اخیر، دوره خردگرایی بشر بوده و هر چه بیشتر از عمر بشر میگذرد و شناخت بشر نسبت به خود بیشتر میشود و مجهولات کمتر میشود، اهمیت خرد فزونی می یابد. این ارابه مورد اشاره در تمثیل افلاطون، در واقع بر مدار تصمیم گیری حرکت میکند. تصمیماتی که برخی از خرد، و برخی از احساس برخواسته اند و تحقیقات روانشاسی مرتبط با تصمیم گیری هم حکایت از توازن این دو اسب(خرد و احساس) ندارند ولی این را تایید می کنند که هر تصمیمی مبتنی هر دو اسب است ولی وزن و قدرت هر اسب متفاوت است.

در اصل اگر بخواهیم صادق باشیم، تصمیم گیری یک فرایند است حاصل ترکیب چهار عامل عقل، احساس، عوامل اجتماعی و عوامل فرهنگی. همین چهار عامل کافی است تا بتوانیم میزان پیچیدگی فرایند تصمیم گیری را درک کنیم و اینکه شناخت ما از این فرایند تقریبا فعلا هیچ است و بیشتر مبتنی بر استقرا دانشی را گرد آورده ایم. متاسفانه همین شناخت ناقص هم، درگیر تصورات اشتباهی است که لازم است برخی از آنها را مرور کنیم. در این نوشته برخی از این موارد را به صورت مختصر مرور میکنیم.

اولین تصور اشتباه: تیم بهتر از فرد تصمیم میگیرد

اغلب در مورد تفکر گروهی و خطاهای بسیار تصمیم گیری در گروه مطالعه کرده ایم. قبلا در همین وبلاگ هم من مطالبی نوشته ام(اینجا را ببینید). محققان مختلف(از جمله اینجا) هم اشاره کرده اند که درگیر شدن افراد زیادی در فرایند تصمیم گیری به همان نسبتی که نظرات را متنوع میکند که به ظاهر نقطه قوت است، میتواند خطاهای تصمیم گیری را نیز تقویت کند. ضمن اینکه در جایی که شما نیاز به سرعت در تصمیم گیری دارید، قطعا تیم بهتر از فرد نیست و تصمیم گیری فردی اولویت دارد.

دومین تصور اشتباه: هیچکس آگاهانه تصمیم اشتباه نمیگیرد.

برگردیم به تصمیم هایی که خودمان در طی زندگی کاری و شخصی گرفته ایم. چند درصد اشتباه بوده اند. چقدر از این تصمیمات اشتباه را با اینکه میدانستیم اشتباه بوده اند گرفته ایم. عدد ممکن است کم باشد، ولی تعدادی حتما هست دلیل آنهم مشخص است، تصمیم گیری بیشتر از اینکه متکی بر خرد باشد، ترکیبی است از خرد، احساس، شرایط فرهنگی و عوامل اجتماعی. بنابراین جای تعجب ندارد اگر دانسته هم تصمیم اشتباهی گرفته باشیم(صرفا به این دلیل که مثلا حال کسی را گرفته باشیمwink)

سومین تصور اشتباه: هر موقع بفهمیم تصمیمی اشتباه است از آن برمیگردیم

این خطا میتواند در ادامه خطای دوم باشد میتواند هم مستقل رخ دهد ولی به هر حال یک جایی متوجه می شویم که تصمیم اشتباهی گرفته ایم. از آ« بر میگردیم؟ جواب منطقی بلی است ولی در عمل چه می شود؟ در خطاهای تصمیم گیری به آن، تعهد به تصمیمات گذشته هم میگویند. مانند اصرار یک مدیر بر تصمیمی که گرفته و اصرار قاطع بر درستی آن در مقابل دیگران با اینکه میداند تصمیمش اشتباه بوده. وی تصمیمش را قاطعانه ادامه میدهد تا به سایرین ثابت کند تصمیمش اشتباه نبوده است. در بین سیاسیون موارد ملموس آن را ببینید.

چهارمین تصور اشتباه: اطلاعات بیشتر، تصمیم بهتر

خیر! اینگونه نیست. اطلاعات بیشتر، منتج به تصمیم گیری بهتر نمیشود، فقط تصمیم گیری شما را به تعویق می اندازد، تازه اگر شانس بیاورید و تصمیم گیری شما را دچار خطا نکند. اجازه دهید با یک سوال شروع کنیم: کارشناس خوب کیست؟ به عقیده من کارشناس خوب کسی است که تصمیم سازی کند. خب چگونه؟ با دادن اطلاعات درست. یعنی چه نوع اطلاعاتی؟ یعنی اطلاعاتی که به مدیر کمک کند تصمیم بگیرد. کارشناسی خوب نیست که مدیر خود را با انبوه اطلاعات مدیر خود را درگیر کند و نهایتا هم بگوید من نمیدانم، تصمیم با شما. کارشناسی خوب است است که اطلاعات را جمع آوری کند، تلخیص کند، جمع بندی کند، و نهایتا یکی الی دو پیشنهاد با دلیل روشن برای رئیس خود ارائه کند. در نقطه مقابل امروز مبینیم کارشناسان روسای خود را با انبود اطلاعات درگیر میکنند و تصور هم میکنند کار درستی میکنند و متاسفانه مدیران هم تصور میکنند این گروه کارشناسان خوبی هستند که این حجم از اطلاعات را فراهم کرده اند. ولی به این فکر نمیکنند که حجم زیاد اطلاعات جز سر درگمی چیزی برای افراد ندارد. اطلاعاتی تا حدی خوب است که بتواند منتج به نتیجه گیری و نهایتا تصمیم گیری شود.

پنجمین تصور اشتباه: تصمیم خوب، پیامدهای خود را هم پیش بینی میکند

به قول دوست عزیزی، پیشگویی کار متخصصان فال قهوه است. بنابراین این را به کل فراموش کنید که هر تصمیم بایستی پیامدهای خود را به صورت کامل پیش بینی کند. ما که پیشگو نیستیم ما تصمیم گیر هستیم، آنهم بر اساس اطلاعات موجود که اغلب از گذشته و نهایتا وضع موجود به دست آمده اند. روندها هم همه عمدتا مبتنی بر استقرا هستند، بنابراین ممکن است روزی قوی سیاهی هم در این میان پیدا شود، ان شالله که روندها به درستی پیش بینی کنند. 

جمع بندی

تصمیم گیری فعالیت روزانه ماست، مثل همین الان که تصمیم گرفته اید این متن را بخوانید یا از خواندن آن صرف نظر کنید. یا اینکه تصمیم گرفتید این متن را برای دوست خود ارسال کنید تا او هم بخواند یا اینکه از این کار منصرف شدید. اینکه تصمیم گرفتید در این لحظه چه بپوشید و چه بخورید و قص علی هده. بنابراین تصمیم گیری شبیه به هوا در اطراف ما پراکنده است و هر لحظه همراه ما. بنابراین چنین چیزی نمیتواند عاری از خطا باشد. نکته اینجاست که خطاهای آنرا بپذیریم، نسبت به فرایند و سبک تصمیم گیری خود آگاهی پیدا کنیم و اگر تصورات اشتباهی هم در خصوص آن داریم، سعی کنیم اصلاح کنیم.

پیروز و پایدار باشید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.